تبليغاتX
راز گل سرخ
برگي از دلتنگي هاي من - اشعار
گفتيم كه ما مي خور و ميخواره پرستيم

منصور صفت بر سر پيمان الستيم

رفتيم ز سر شوق بر آن جذبه آتش

داديم دو پر و گفت كه پروانه مستيم

يك موي تو اي شمس بكرد نيمه دل ما

با زلف تو دل گشت اناري كه شكستيم

مرديم ز همه ما و من و اين من و ماها

مرغيم و همه پر به پر از بال تو هستيم

در كوي تو هستيم همه عاشق و شيدا

در دام تو رفتيم و همه دام گسستيم

در خانه دل نام تو سكني بگزيند

چون خانه زتوست هر ره بيگانه ببستيم

خواهي چو روي پشت سرت را نظري

اشك در چشم و دعا بر لب و هم كاسه بدستيم

درويش مكن شكوه ز بدي عهدي ايام دگر

پاي بستيم و دمي صحبت دلدار نشستيم

+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 10:5  توسط درويش  |