تبليغاتX
راز گل سرخ
برگي از دلتنگي هاي من - اشعار

سر مست از نگاه گل مريم خويشم

چشمي كه شعله زد بر دل و آيين و كيشم

به زلفي چون كمند آمد بدستش شربتي رنگين

كه زلفانش به بندم كرد و شربت مرهم ريشم

دلا آندم كه يار آمد به صد ناز و وقار آمد

هزاران مرحبا گفتم هزاران بوسه در پيشم

به وصفش گر خطا كردم بر آن مهرو جفا كردم

همي دانم كه بخشايد از آن وصف كم و بيشم

هزاران تير و سيف آمد چو زد مژگان خود بر هم

به هر تيرش ببازم سر به كم كاري مزن نيشم

بگفتم دل پر از مهرست و ليكن اي مه خوبان

ز سيم و زر تهي دست و همي گويم كه درويشم

بگفتا غم مخور درويش كه گنج عاشقي مهرست

دل پر مهر و سر خواهم به غير از آن نيانديشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 9:7  توسط درويش  |