تبليغاتX
راز گل سرخ - کشتی نجات
برگي از دلتنگي هاي من - اشعار
 تقدیم به حضرت عشق به مناسبت حج نا تمام خورشید عشق و فرا رسیدن ماه محرم ماه سرور و سالار شهیدان

کعبه را کرده رها قصد کجا دارد حسین

قبله گاه ناب عشق چون کربلا دارد حسین

کشتی ناجی ببین افتاده بر آب و کنون

قصد رفتن کرده و سوی خدا دارد حسین

کاروانی همرهش هفتاد و دو عارف همی

وعده دیدار یار اندر نینوا دارد حسین

شصت و یک از هجرتت تازه گذشته ای رسول

صد فغان از امتت صد ناله ها دارد حسین

دست بیعت کی دهد بر فاسقانی چون یزید

از ازل با رب خود عهد و وفا دارد حسین

عاری از حتی کفن افتاده بر محراب عشق

گشته سجاده ز خون بر لب دعا دارد حسین

دین جدش را کند اصلاح و دور از هر خطر

قیمتش باشد سری کز تن جدا دارد حسین

دیده را درهم فشرد و آسمان با ناله گفت:

قاتلی بی شرم و پست و بی حیا دارد حسین

دختری در برگرفته پای اسبی را ، به لب

کو سوارت نازنینم کو ابا دارد حسین

عالمی گشته سیه پوش انس و جن و هم ملک

نوحه خوانی می کنند گویا عزا دارد حسین

رفت در تنور خولی و یا بر سر نیزه روان

شمس عاشورای ما بس ماجرا دارد حسین

هرکه جوید آیت احراری و آزادگی

پرچم سرخی به در چون لاله ها دارد حسین

از کرم لطفی نما پیشت بخوان درویش خود

آرزوی مرقدت هر مبتلا دارد حسین

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 10:32  توسط درويش  |