تبليغاتX
راز گل سرخ - ام ابیها
برگي از دلتنگي هاي من - اشعار
ایام فاطمیه و شهادت ام ابیها بر همه فاطمیون تسلیت باد

امشب از هفت آسمان فرياد و افغان مي رسد

هان ملائك را چه شد هريك شتابان مي رسد

محبوبه داور چرا دستش به پهلو مانده است ؟

از زخم چون نيلوفرش اشکي ز ريحان مي رسد

كرده حسين سوي خدا زينب به آمينش به پا

هر ملك بر لب دعا با چشم گريان مي رسد

شد بهارش هشت و ده ام ابيها اي رسول

آن قامت رعنا چه شد اينك چو پيران مي رسد

حيدر خيبر شكن زهراي اطهر را زدند

سر خامشي چه هست غرش ز باران مي رسد

مادر عالم نشد از بسترش يا رب بلند

كل گيتي در غم است شيون ز طفلان مي رسد

انبيا جمع گشته و ليكن سيه پوشند همه

باي ذنب قتلت لوحي زقران مي رسد

شد سفارش عترتش از سوي آن خيرالبشر

يا رب چها ديده بتول مريم هراسان مي رسد

صورتش نيلي بشد پهلو شكست الگوي زن

كس نديد مهروي او تحسين ز رحمان مي رسد

هر صدف پنهان كند دًر خودش را در دلش

اي بقيع آماده شو زهرا چو پنهان مي رسد

اي پدر بنگر مرا من زهره ام زهراي تو

ار كبود است صورتم سيلي ز عدوان مي رسد

او بشد تسبيح گو بر سوي رب العالمين

از ذكر تسبيحات او لطفي ز سبحان مي رسد

در جنت و مينوي حق او خود همان كوثر بود

سًر حقيقت در زمين اينك به يزدان مي رسد

هركه آرد نام وی حاجت ادايش مي شود

صدها چو من محتاج او خيل گدايان مي رسد

چون او بود هم راضيه هم بر دو عالم طاهره

كروبيان مدهوش وي چون بوي رضوان مي رسد

گر چو باشد مهر او بر خانه درويش من

غم ز هرجا هم رسد آندم به درمان مي رسد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 9:11  توسط درويش  |